طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
بستن زلف رها سنگ دلی می خواهد
دل شکستن همه جا سنگ دلی می خواهد تو هم ای بخت ملامتگر ما باش ولی سرزنش کردن ما سنگ دلی می خواهد کوه بودم همه ی عمر نمی دانستم راه بستن به صدا سنگ دلی می خواهد رود یک عمر مرا گفت بیا تا دریا سنگ ماندن به خدا سنگ دلی می خواهد کربلا آمد من حر گرفتار بیا دل ندادن به بلا سنگ دلی می خواهد فعلا همین پ.ن: سکوت هم برایم عادتی تکراری شده
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت
1:54 توسط سید محمد رضا علوی| |
| Design By : Night Skin |


