طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو می روی به سلامت . سلام ما برسانی پ.ن: همه چیز را بریمان تمام و کرد و تازه آغازی برای خود بود!! پ.ن 2: گاهی وقتا آدما وقتی به خودشون میان می بینن اوووه کجا هستن و چه بیهوده فکر می کردم که کجان!! پ.ن 3: اگه کلید دار امام زاده حرمت صاحبش نگه نداره از بقیه چه توقعه؟؟!! فعلا همین
نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت
1:4 توسط سید محمد رضا علوی| |
| Design By : Night Skin |

