طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
کجایی جوانی که یادت بخیر..... یه زمانی مسخرمون می کردند و بهمون می گفتند ..... خون دست روزگار چنان کرد که امروز رنگ نمره هایی بالا تر از چارک سوم رو سالهاست ندیده ایم....کجایی جوانی که یادت بخیر!! . . . حمد بر كردگار يكتا باد كه مرا شوغ درس خواندن داد داده توفيق خيرم از هر باب در دل من محبت استاد تا كند صرف كار من اوقات مهر فرزند پروري بخشيد تا مرا درس خوان به بار آرند نبود جز به اين دو عشق مرا بازي از بهر من حرام بود نكنم هيچ وقتِ خويش تلف پ.ن: شعر بالا یادگاری از گذشته بود!! فعلا همین . اي خداي بزرگ به من كمك كن وقتي ميخواهم درمورد راه رفتن كسي قضاوت كنم، كمي با كفشهاي او راه بروم. دکتر علی شریعتی
آشنا كرد چشم من بر كتاب
در سر من هواي درس نهاد
پدرم را عطا نمود حيات
مادرم را تناوري بخشيد
هر دو مقدور خود به كار ارند
عشق باشد به درس و مشق مرا
درس و مشقم چو ناتمام بود
در سر كارهاي بي مصرف

| Design By : Night Skin |


