تبليغاتX
طبیب عشق


طبیب عشق

طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....

دانی که چرا طفل به هنگام تولد

با ناله و با زجه و فریاد و فغان است

با آنکه برون آمده از محبث خونین

و امروز در این عرصه ی آزاد جهان است

داند که در این دار چه ها بر سرش آید

بی چاره از آن لحظه ی اول نگران است


فعلا همین


پ.ن:اول ببخشید این همه تاخیر داشتم مشگل اینترنتم هم حل شد انشاالله کمافی السابق هستیم

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:20 توسط سید محمد رضا علوی| |

 

چه زیبا بود

چقدر احساس زیبا بود

صدای بی صدای دل

صدای خفته ی فریاد

چه زیبا بود

حظوری هم زمان با تو

حظوری پر ز رنگ و بوی بی من

حظوری که تمامش

پر از آه و پر از فریاد و استغفار

حظوری که خدا بود

چه زیبا بود

تن نرم زمان

از لابه لای شاخ دنیا

که پنهان بود

پر از لمس نفسهای خدا بود

پر از لبخند پنهانی 

پر از اشک دل من

پر از احساس زیبای خدا بود

چه زیبا بود

فعلا همین


نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 23:49 توسط سید محمد رضا علوی| |


Design By : Night Skin