طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
با ناله و با زجه و فریاد و فغان است با آنکه برون آمده از محبث خونین و امروز در این عرصه ی آزاد جهان است داند که در این دار چه ها بر سرش آید بی چاره از آن لحظه ی اول نگران است فعلا همین پ.ن:اول ببخشید این همه تاخیر داشتم مشگل اینترنتم هم حل شد انشاالله کمافی السابق هستیم چه زیبا بود چقدر احساس زیبا بود صدای بی صدای دل چه زیبا بود حظوری هم زمان با تو حظوری پر ز رنگ و بوی بی من حظوری که تمامش پر از آه و پر از فریاد و استغفار حظوری که خدا بود چه زیبا بود تن نرم زمان از لابه لای شاخ دنیا که پنهان بود پر از لبخند پنهانی پر از اشک دل من پر از احساس زیبای خدا بود چه زیبا بود فعلا همین

| Design By : Night Skin |


