تبليغاتX
طبیب عشق


طبیب عشق

طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....

                --------

   هرچه بگندد نمکش می زند

وای به روزی که طبیب بیمار شود!

    --------------------------

    همین!

              --------

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 12:16 توسط سید محمد رضا علوی| |



به نسيمي همة راه به هم مي‌ريزد
كي دل سنگ تو را آه به هم مي‌ريزد

سنگ در بركه مي‌اندازم و مي‌‌پندارم
با همين سنگ زدن، ماه به هم مي‌ريزد

عشق بر شانه هم چيدن چندين سنگ است
گاه مي‌ماند و ناگاه به هم مي‌ريزد

آنچه را عقل به يك عمر به دست آورده است
عشق يك لحظه كوتاه به هم مي‌ريزد

آه، يك روز همين آه تو را مي‌گيرد
گاه يك كوه به يك كاه به هم مي‌ريزد

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 19:57 توسط سید محمد رضا علوی| |


Design By : Night Skin