طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
يا مهدي (عج)مولاي من ! یا هو دنیا شدست بی وفا رهایم کنید یاران بدتر از دشمنان رهایم کنید فریاد می کشم درون سکوت خویش ای کاش بفهمید و زود رهایم کنید گویند صورت ظاهر همه پنهان اوست سرخابی رخم ببینید ولی رهایم کنید گویند که عاشقان نه ز خلق زمانه اند ای ابلهان که نیستید رهایم کنید صد سال اگر بگویمت این یک حدیث را چون «یس» ایست پس رهایم کنید شاعر :خودم والسلام یا هو خطی کشید روی تمام سوال ها تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق خطی دگر به قاعده ها و مثال ها
خطی دگر کشید به قانون خویشتن قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد با عشق ممکن است تمام محال ها
فاضل نظری والسلام
سالهاست صبح هاي جمعه ندبه گويان ،
با اشک ، مژه چشم هايم را آب و جارو مي کنم ،
تا مگرقدمگاه تو شود
و در غروب غم انگيز چشمانم سمات را زمزمه مي کنم .
و اشک حسرت مي ريزم .
بيا تا در حريمت بياسايم ,
با گريه هايت همنوا شوم،
سر بر شانه بغض بگذارم و مثل ابر بهار گريه کنم و دانه هاي مرواريد چشمانت را در صدف نگهداري کنم .
اي سوار سبز پوش لحظه هاي من !
مي دانم که روزي مي آيي و پرستو هاي مهاجر را بر شاخسار آرامش ، ما وا مي دهي اي خوب !
ديگر نمي توانم اشکهايم را ،
در چاه چشمانم اسير کنم ،
باران اشکم را بر سجاده نيازم جاري مي کنم که اشک ،
مهر استجابت دعاست .
اي زلال عصمت ، آتش معصيت در وجودم شعله ور است ،
بر من ببار و تطهيرم نما ،
بيا تا ايمان غرق گرداب گناه نشده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


