طبیب عشق
طبیب عشق منم باده خور که این معجون .....
یا هو گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام کوچه به کوچه در به در خانه به خانه کو به کو دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطن غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو در دل خویش طاهره گشت و نجست جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو والسلام یا هو الهی.... هفت رنگ دلم از اشک و نور توست دستم گیر تا درغوغای درونم پای بر شکسته تخته های جهل مگذارم والسلام یا هو از در در آمدی من ا ز خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم گفتم بیبنمش مگرم درد اشتیاق ساکت شود بدیدم و مشتاق تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم او را خود التفاتی نبود به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم والسلام یاهو من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور با خاک کوی دوست برابر نمی کنم ناصح به طعنه گفت برو ترک عشق کن محتاج جنگ نیست . برادر نمیکنم



| Design By : Night Skin |


